ارسالی مخاطبین

انتصاب افشانی هم استانی ،عزت فارس را زیر سوال برد؟ آیا بهتر از ایشان در این استان پهناور نبود

فصلی نو- اما تمامیت خواهی و تقابل با دیگر افراد غیر بومی، چیزی جز جهل سیاسی و دینی نبوده و نخواهد بود و البته توسط عده ای برای تقابل با نماینده های مجلس این موضوع شروع گردید و هنوز توسط همان تفکرات مسموم ادامه پیدا میکند.

فصلی نو- رضا جهانبین

در سال‌های اخیر، هر زمان در محافل سیاسی حقیقی و مجازی بویراحمد و دنا پای صحبت و گفتگوی فعالان سیاسی اصول گرا و اصلاح‌طلب بویراحمد و دنا قرار گرفته‌ایم و نقدها، تفسیرها و تحلیل‌های کلان ملی و بینالملی برخی از این عزیزان را شنیده‌ایم بر خود بالیده‌ایم که منطقه‌ای با این جمعیت و وسعت اندک، که تاریخ شهر‌نشینی فعلی ان به اندازه عمر اکثر ساکنان ان می‌باشد این حجم از سیاسیون اگاه و با تدبیر را در خود جای داده باشد اما ناباورانه هنگامی که به مسائل منطقه‌ای و جغرافیایی می‌رسیم به صورت غیرقابل باوری، سیستم ایمنی شخصیت این افراد در مقابل گسترش ویروس تعصبات کورکورانه و منفعت‌طلبی انچنان زانو میزند و کرکره عقلانیت و فرهیتخگی را به سرعت پایین میکشند که عقایدشان برای قرون وسطی پدربیامرزی به دنبال دارد.

کمتر بویراحمدیست که تا به امروز شعار برای بازگردندان عزت به بویراحمد امده‌ایم را نشنیده باشد و تفاسیر مضحکانه ای که از برخی فعالان سیاسی برای این شعار شنیده شده‌است. ابداع کنندگان این شعار و نوچه‌های سیاسیشان، عزت را
بیرون کردن یا کاهش تعداد مدیران غیر بومی به ویژه مدیران یک اب و هوای دیگر معنی کرده‌اند‌.

یا شاید تا به امروز شنیده باشید یا مشاهده کرده باشید تیم رسانه فلان شخصیت سیاسی لیستی از مدیران بومی و غیربومی را ارائه می‌دهد. تا به مردم بگوید تعداد مدیران بویراحمدی در دوره بنده، دو نفر اصافه گردیده است پس عزت را به بویراحمد برگردانده‌ام!

بر خود فرض دانستیم تا صحبتی برادارنه داشته باشیم با بخش کوچکی از فعالان سیاسی بویراحمد و دنا، که چرا تیپ و قیافه و ادعاهای ما تا این اندازه مدرن اما در عمل، گرفتار تعصبات کورکورانه، جهل سیاسی و دینی می‌باشیم؟

به راستی چرا به جای اولویت قرار دادن شایسته‌سالاری، و فشردن دست سیاسیون از همه نقاط کشور، و غبار روبی فرهنگ مهمان‌نوازی بویراحمدی باید تا این اندازه نگاه برخی از ما، خونی، نژادی و منطقه‌ای باشد؟

از بزرگان سیاسی سوال می پرسیم یک سطح بالاتر، در همین استانداری استان کهگیلویه و بویراحمد، چه نمره‌ای به استانداران بومی خواهید داد؟
و سهم خطای استانداران بومی بیشتر بود یا غیر بومی؟
و به راستی چرا در انتخابات‌ها، تا این اندازه بدبینی و جنگ و نزاع، نسبت عملکرد فرمانداران بومی بویراحمدی وجود داشته است؟

چرا بعد از دکتر خداداد غریب‌پور، فرمانداری، دیگر با وجود بومی بودن فرمانداران، از ان رونق سابق افتاد؟

ایا شرط عزت بویراحمد، صرفا بومی گزینی در انتصابات است؟ یا فراری دادن افراد شایسته غیر بومی‌ست؟
یا نه مردم بویراحمد، باید تحت همان تفکر مهمان‌نوازی بزرگان خویش، دستان افراد شایسته همانند بهمن بیگی ها را به گرمی بفشارند؟

به راستس پشت پرده این تبلیغات در پایتخت سیاسی_ اداری استان و خط کشی‌ها و تفرقه افکنی ها از کجا شروع شد؟ و چرا نباید این زنجیر فرسوده جایی پاره شود؟

ایا با این نوع تفکرات تعداد انداکی از فعالان سیاسی، داشتن فرهنگ پایتخت سیاسی_ اداری ما زیر سوال نخواهد رفت؟

البته چه بسا افراد بسیاری از دیگران مناطق استان و کشور در دستگاههای دولتی داشته‌ایم و داریم که لیاقت نگاه کردن به دیوارهای ان نهاد و دستگاه را نیز نداشته چه برسد به اینکه مسئولیت‌های کلان استانی را به این افراد بسپاریم.

 

اما تمامیت خواهی و تقابل با دیگر افراد غیر بومی، چیزی جز جهل سیاسی و دینی نبوده و نخواهد بود و البته توسط عده ای برای تقابل با نماینده های مجلس این موضوع شروع گردید و هنوز توسط همان تفکرات مسموم ادامه پیدا میکند.

تقابل های طایفه‌ای و حتی منطقه‌ای باعث خواهد شد گاهی در رقابت‌های سیاسی، با سوءاستفاده از احساسات مردم یک منطقه توسط فلان شخصیت سیاسی، مردم در اثر تقابل با طایفه و منطقه ‌ای دیگر و لج‌بازی از شخصیتی بُت بسازند و دورش طواف کنند یا بر دوشش بگیرند در حالی که روزگار خود و فرزندانشان هر روز بدتر از دیروزمی‌شود یا امروزشان انچنان بهتر از دیروزشان نیست. همانگونه که شاهد بوده ایم در همین استان، افرادی از این سیاست برای به بردگی گرفتن احساسات مردم استفاده کرده اند و یا شعار عزت سر داده اند یا خود را میرشکار معرفی کرده اند.

 

از هر دری که وارد بشویم چه از نگاه علمی، چه دینی و چه منطقی شایسته سالاری باید ملاک باشد و انچه برای خود میپسندیم باید برای دیگران هم بپسندیم نمیشود از استاندار شدن افشانی در فارس، یا شهرداری ایشان در تهران، مسئولیت گرفتن دکتر پناه‌ها و ایزدپناها، ایروان مسعودی ها و فرمانداری جبیبی منش‌ها در قائنات و دیگر نقاط کشور خوشحال بود و به این عزیزان افتخار کرد اما نسبت به انتصابات غیر بومی در شهر و استان خود، اشفته خاطر گردیم و این تعصبات کورکورانه ما با اصول فرهنگ پایتخت سیاسی_ اداری بودن یاسوج در تعارض است. ایا استان فارس بهتر از محمد علی افشانی نداشت؟

به قول یکی از دوستان تعداد اندکی از اصول گراهای سنتی، جان و مال خود را حاضرند در راه مردم یمن و لبنان سوریه با انهمه اختلافات فرهنگی، دینی و نژادی قربانی کنند اما در بویراحمد موضع گرمسیر_ سردسیری با اینهمه فصول مشترک فرهنگی و نژادی میگیرند و شعار عژت بویراحند میدهند و برخی اصلاح طلبان میگویند دلیل پیشرفت غرب، توجه نکردن به مرزهای نژادی ، مذهبی و جغرافیایی‌ست و ان را بر سر حکومت میزنند اما به بویراحمد که میرسند حتی توانایی تحمل انتصاب یک هم زبان و هم استانی خود را نیز ندارد.

 

فراموش نکنیم مرزبندی درون یک سرزمین، در طول تاریخ امری جاهلانه و مرزداری و حفاظت از مرزهای یک سرزمین قابل تحسین بوده است اما بزرگترین مفاخر بشری کسانی بوده اند که مرزها را در اندیشه و افعال خویش سنگسار کرده اند.

از مردم فهمیم، نجیب و شرافتمند بویراحمد، دنا و مارگون عاجزانه تقاضا میکنم بیش از انکه بر اساس فرهنگ سیاسی اصیل اصلاح طلبی و اصول گرایی از جناب احمدی حمایت کنید به تبعیت از اصالت بینظیر نیاکانتان و اسطوره‌های تاریخی بویراحمد که به دلیل شجاعت، صداقت و مهمان‌نوازی، اسطوره های ذهنی بزرگ مردم عرصه علم و ادب بهمن بیگی بوده اند تمام تلاش خویش را برای حمایت از جناب دکتر احمدی داشته باشید و شک نکنید تنها تفکری که در اینده توسط فرزندان ما ستایش خواهد شد عدم توجه به جغرافیا و نژاد‌ها در اندیشه و رفتار ما خواهد بود.