پایان منفعت طلبان در حیات خلوت اتاق بحران/ حملات هدفمند رسانه نماها با چاشنی منطقه گرایی
فصلی نو-یادداشتی در نقد تخریبهای سازمانیافته علیه مدیریت بحران استان
در روزگاری که استان بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش مدیریتی، همدلی نهادی و عقلانیت رسانهای است، متأسفانه شاهد فعال شدن دوباره همان رسانه نماهایی هستیم که سالها با نشستن در حیاط خلوت مسئولان زیست کردهاند و امروز، صرفاً به دلیل به خطر افتادن منافعشان، پرچم تخریب را بالا بردهاند.
این رسانهها نه نگران مردماند، نه دغدغه توسعه دارند و نه حتی خود را ملزم به حداقلهای اخلاق حرفهای میدانند و معیارشان روشن است.
تا زمانی که منافع تأمین شود، سکوت و به محض قطع رانت، تخریب آغاز می شود
سؤال اساسی اینجاست؟
کدام دانشگاه معتبر دنیا، کدام نظریهپرداز مدیریت و کدام مقاله علمی اجازه میدهد عملکرد یک مدیر را در کمتر از یک هفته یا دو هفته قضاوت، تخریب یا در معرض داوری ناعادلانه قرار دهیم؟.
اگر چنین معیاری وجود دارد، چرا در هیچیک از نظامهای مدیریتی پیشرفته جهان پذیرفته نشده است؟.
منوچهر محمدی هنوز در آغاز مسیر خدمت است، مدیری که از نخستین روزهای مسئولیت، اخلاق، ادب، سکوت حرفهای و پرهیز از هیاهو را انتخاب کرده است، اما ظاهراً همین متانت، برای برخی رسانههای همیشه طلبکار، نشانه ضعف تلقی شده است. رسانههایی که وقتی دیگر کسی حاضر نیست «منبع تغذیه» آنان باشد، ناگهان یاد مردم، محرومیت و عدالت میافتند!.
شاید پایان دادن به حیات خلوت برخی رسانه نماها در حوزه مدیریت بحران، چنین حرکات هدفمندی را کلید زده است.
واقعیت تلخ این است که بخشی از تخریبها، نه از سر نقد، بلکه از کینه انتصاب سالم و برهم خوردن معادلات پشتپرده نشأت میگیرد. رسانههایی که خود را فراتر از قانون میدانند، امروز تا آنجا پیش رفتهاند که با معزول خواندن فرماندار پیشین بویراحمد، نقش تصمیمساز به خود میگیرند و مدیریت عالی استان را زیر سؤال میبرند.
این در حالی است که در کلیپ موجود، منوچهر محمدی فرماندار پیشین بهصراحت اعلام میکند روند انتصاب جدید، با خواست شخصی خود ورضایت کامل استاندار انجام شده است.
اما حقیقت برای رسانه مغرض اهمیتی ندارد؛ مهم، تیترسازی و القای بحران است.
هشدار جدی به مدیران استان و شهرستانها:
رسانههایی را بشناسید که با کوچکترین تغییر، شمشیر تخریب را از رو میبندند و مدح امروز این رسانهها، دام فرداست.
تاریخ مدیریتی این استان نشان داده هر مدیری که دل به تعریف و تمجید این جریانها خوش کرده، دیر یا زود قربانی همانها شده است.
با طناب پوسیده آنان به ته چاه نباید رفت.
حملاتی که به شدت رنگ و بوی منطقه گرایی داشته و آغازگر روند تقابلی در بعد رسانه ای خواهد بود.
نگرانکنندهتر آنجاست که گاه مشاهده میشود برخی مدیران استانی، در محافل و حتی دفاتر رسانههایی حضور مییابند که آشکارا به عالیترین مقام اجرایی دولت در استان حمله میکنند؛ بیهیچ واکنش، بیهیچ برخورد و بیهیچ پاسخگویی.
اینجاست که پرسش افکار عمومی جدیتر میشود:
نقش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی چیست؟
آیا وظیفه این نهاد، صرفاً بررسی مجوز و انتظار برای شکایت است؟.
آیا تخریب، تشویش اذهان عمومی و عبور از خطوط قانونی، نیازمند اقدام پیشدستانه نیست؟.
نقد، حق رسانه است؛ اما تخریب سازمانیافته، قضاوت شتابزده و دروغپردازی، نه نقد است و نه رسانهگری.
این رفتارها، دقیقاً همان چیزی است که سرمایه اجتماعی را فرسوده و مدیریت را زمینگیر میکند.
مردم آگاهاند و مدیران نیز باید آگاه باشند.
در زمین رسانههای مغرض بازی نکنید.
عزت مدیر، نه از تیترهای سفارشی میآید و نه از تخریب دیگران؛
عزت، دستِ خداست.
هدفت خدمت و ماندن در یک منصب نیست
هدفت رزومه سازی بی اثر هست
فعلا باد بر وفق مراد می وزد
توانایی مدیریت نمودن معاونت امور دام که رشته تحصیلیت بود رو نداشتی!
الان مثلا شدی آچار فرانسه راه روشن خاموش
البته با التماس از نماینده گچساران و نماینده بویراحمد و هالو ولت